نظرتون؟

نظرتون راجع به اینکه ی نفر روز شنبه سیستمش بالا نیاد و برش داره ببره تعمیر و از اون ور ک میخواد از ماشین پیاده شه گوشیش بیفته بره تو جوب و دیگه روشن نشه و نابود شه و مجبور شه از اون گوشی نوکیا قدیمیا دس بگیره و شماره هییییچ کسو نداشته باشه و کلا از این شانسا ... چیه؟

حریم شخصی؟؟؟؟ چی هس حالا !!!

چرا بعضیا فک می کنن فقط مسواک ی وسیله شخصیه ؟ مثلا برس و هندزفری و حوله وسیله شخصی نیس؟؟؟؟؟؟
انگار حریم شخصی و وسیله شخصی براشون تعریف نشده س
مثلا وقتی گوشیت زنگ می خوره و با کله میان رو صفحه ببینن کیه ، البته ماجرا به همین جا ختم نمیشه و بعد ک صحبتت تموم شد می پرسن چیکار داشت ؟
یا طرف ظهر موقع استراحت زنگ میزنه و ی لحظه با خودش نمیگه الان بدموقع س ، ی ساعت دیگه زنگ میزنم

ب این بعضیا باید گفت خو ی خورده حداقل فک کنین ب " رعایت حد و احترام ب حریم شخصی "

احوال روحیتون چطوره؟

حال روحیت اگه خوب باشه هییییچ بیماری جسمی تو رو از پا در نمیاره

ولی اگه حال دلت خوب نباشه ی سردرد ساده هم میتونه داغونت کنه


+ حال دلتون همیشه میزون

حال خوبم با بعضیا

بعضیام هستن انگار فقط اومدن ک حال بعضیای دیگه رو خوب کنن

زندگیتون سرشار از این بعضیا

حواسمون به بدخوابیه ی شب خاص باشه

دیدین شب اگه بیدار باشی چقد طولانی و کشدار میشه و اگه خواب باشی به چشم به هم زدنی تموم میشه و صبح میشه؟
دیدین همین شبایی ک بدخواب شدی و خوابت نمیبره اگه حالت خوب نباشه و درد داشته باشی باز چقدر طولانی تر و کشدارتر و سخت تره و عذاب درد هزار بار بیشتر؟ و از اونطرف اگه حالت خوب باشه و شاد باشی زودتر میگذره و به صبح میرسه؟
پس حواسمون باشه به خواب غفلت دنیوی باشه که به چشم به هم زدنی تموم میشه
یادمون باشه یه شب که شب اول قبره قراره هممون بدخواب بشیم و تک تک ثانیه هایی که بهمون میگذره رو از عمق وجود درک کنیم
پس یادمون باشه حواسمون به حال اون شبمون باشه


حوریا شیری

من ، اینبار با من

سلامی مجدد که از بس فاصله افتاده بین این سلام و سلام قبلی . میشه گف ی سلام نو

اینکه چ حالی شدم وقتی دیدم بیشتر از ی ساله ک وبلاگ ننوشتم بماند!

اینکه نمیدونستم چجوری هم شروعش کنم بماند!

اینکه الان چ حس خوبی دارم ک دوباره دارم مینویسم هم بماند!

دنبال مقصر نیستم بخاطر این نبودن طولانی ولی یخورده بار خودمو سبک کنم چ اشکال داره مگه؟

آقا تقصیر این اینستا و تلگرامه

هر کی ی پیج زده یا ی کانال و هی اونجا می نویسن

ن ک بد باشه ها ن ... ولی خو اینجا ی چیز دیگه س

خب بارم سبک شد :دی



+میام

هوا عجیب هش نفره س !

هوا جوریه ک ادم دلش میخواد با دوستای صمیمیش , اونایی ک میدونه غل و غشی تو کارشون نیس بره یا کنار دریا یا تو دشت و کلی خوش بگذرونه با کلی خوراکی خوشمزه

خسته نباشی!

خستگی های ما همیشه از زیادی کار و سنگینی کار نیست

گاهی از برخوردهای بعد از کاریست که انجام میدهیم

گاهی حرفی می تواند خستگی یه هفته را از تن به در کند و گاهی هم برعکس میتواند خستگی ات را صدبرابر کند

خستگی ها همیشه جسمی نیست اکثرا روحیست !

یک من بی " من "

این روزها حس میکنم به شدت سرگردانم
حس می کنم خودم را گم کرده ام ... کی و کجا ؟ , نمیدانم
لابلای همین روزهای گذشته یا شایدم هم خیلی قبل تر ... شاید زمانی که فکر میکردم شاد و سرخوشانه با خودم زندگی میکنم , آن "من " من نبودم و گمش کرده بودم
نمیدانم ... این روزها شدیدا دلم برای خودم تنگ شده است
نمیدانم چه میخواهم , تکلیفم با خودم روشن نیست
حس پری را دارم که روی یک سطح لیز افتاده , که لیز می خورد و جلو میرود بی اختیار ولی مثل پر سبک
این روزهایم شده تماشا فقط تماشا ؛ چیزی نمیبینم انگار جلوی دیدم گرفته شده ... نه میتوانم چیزی را باور کنم و نه توان رد کردنش را دارم
راهم را گم کرده ام
خودم را
دوست دارم جای خلوتی باشد و تنها باشم ؛ تنهای تنهای تنها .... و گریه کنم , یک گریه ی طولانی , خیلی خیلی طولانی
و بعد از بروم میان شلوغی که دور و برم پر باشد از آنهایی که دوستشان دارم و دوستم دارند و کمی دورتر آشناها و بعد غریبه ها ... و میان این جمع با صدای بلند بخندم , خنده ای از ته دل , از تهِ تهِ دل
دوست دارم گاهی سکوت کنم ؛ یک سکوت سنگین که هیچ صدایی نباشد و در عین حال میخواهم یک فریاد بکشم , یک فریاد گوشخراش
دوست دارم تنها باشم ولی از تنهایی گریزانم و ترجیح میدم در میان جمع باشم
اینقدر گیج و سردرگمم که هر چه را میخواهم نقطه ی مقابلش را هم به همان شدت میخواهم
کاش زودتر خودم را پیدا کنم , او جواب همه ی اینها را میداند

بعضیا اعصاب ندارنا

داشتم تو گالری گوشیم عکسایی ک تازه دان شده بودن رو میدیدم ک رسیدم ب ی عکس ک نقاشی از ی دختر بود و کنارش ی متن نوشته بود ناخودآگاه منو یاد خواهرم انداخت

پاشدم رفتم پیش خواهرم گفتم ی عکس دیدم ک منو یاد تو انداخت

+ کو؟ ببینم

- ایناهاش ... مث خودته , دهن گشاد و چشم درشت

+ برو بیرون از اتاق

- خو چیکار کنم ... تا دیدم یاد تو افتادم

+ گفتم دور شو ازم


شما بگین تقصیره منه ؟